تبليغاتX
پرسش مهر 10
علم يكى از برجسته ترين و ارزشمندترين كمال براى انسان است و بشر بر اثر نيروى فطرى حقيقت طلبى خود، تلاشهاى بسيارى در راه به دست آوردن آن در طول تاريخ حيات خود انجام داده است. ارزش بسيار والاى علم سبب گشته است كه كاملترين موجود در دايره هستى كه همه كمالات را به صورت بى نهايت واجد است، خود را متصف به اين صفت والا و نيز اولين معلم بشريت بداند: «لاجرم ان الله يعلم ما يسرون و مايعلنون انه لايحب المستكبرين» (2)؛ يعنى محققا خدا بر باطن و ظاهر آنها آگاه است و به كيفر اعمالشان مى رساند و او هرگز متكبران را دوست نمى دارد. «و هو بكل شى ء عليم» (3)؛ يعنى و او به هر چيز دانا است. «علم الانسان ما لم يعلم» (4)؛ يعنى و به انسان آنچه را نمى دانست تعليم داد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 12:51 توسط حسین تلخابی |

 علم بهتر است یا ثروت؟

سؤالی که از دیرباز در بین دانش آموزان، آن هم در کلاس انشا مطرح بوده و هست، این است که  علم بهتر است یا ثروت؟ این جمله به ظاهر ساده، از مقطع ابتدایی تا دبیرستان و حتی دانشگاه نیز مورد سؤال است.

به راستی، کدام یک بهتر است؟  علم یا ثروت؟ آیا علم را برای کسب ثروت فرا می گیریم; و یا ثروت را در راه تحصیل علم هزینه می کنیم؟ هر چه سن آدمی بالاتر می رود، زاویه دید در مورد این سؤال بازتر می شود و افق های تازه تری به روی انسان گشوده می شود.

خوب یادم هست که در دوره راهنمایی چنین موضوع انشایی داشتیم. یکی از هم کلاسی ها طوری مشکلات مادی اش را در آن انشا انعکاس داده بود که در پایان انشا اشک در چشم همه حلقه زده بود. و سرانجام هم نتیجه گرفت که ثروت بهتر است.

او نوشته بود: «اگر پول داشتیم، هر روز سیب زمینی نمی خوردیم، به جای میوه گندیده و ارزان، میوه ها و غذاهای سالم می خوردیم. اگر پولدار بودیم، با جورابی که پاشنه و پنجه اش به اندازه سیب زمینی سوراخ شده بود و با کفشی که در روزهای بارانی پر از آب می شد به مدرسه نمی آمدم و.. اگر پول داشتیم، مادرم را به بهترین بیمارستان می بردیم و معالجه می کردیم; آن وقت شاهد جان دادن مادرمان نمی بودیم...»

با کمی تامل درمی یابیم که زیاد هم بی ربط نگفته; ولی اگر همه این گونه فکر کنند، نتیجه چه خواهد شد؟ آیا ثروت به تنهایی کافی است؟ اگر علمی نمی بود تا مانع مرگ مادر او شود، ثروت چه فایده ای داشت؟

آیا فقط با پول می توانست حیات مادرش را از خطر نجات دهد؟...

حال از نقطه ای دیگر به موضوع می نگریم: آیا  علم نیز، به تنهایی کافی است؟ در این که علم می تواند انسان را به ثروت برساند، شکی نیست. ولی از چه راهی؟ علمی که فقط برای کسب ثروت باشد، علمی که بدون تعهد باشد، صدها هزار انسان بی گناه را در هیروشیما و ناکازاکی و فلسطین و جنین و افغانستان و... به کام مرگ می فرستد!...

آن کسی که ثروت دارد، ثروت او علم اوست. با آن می تواند علم را به استخدام خود درآورد و هرگونه استفاده ای از آن ببرد.

برای مثال، امریکا را در نظر می گیریم. از خون دل توده مردم، ثروتی انبوه به هم زده و با ثروتش، مغزهای متفکر جهان را در اختیار دارد و از ذهن خلاق و فکر آنان استفاده می کند. همین امر موجب شده که بعضی از کشورها، آمریکا را کشوری با فن آوری بالا بدانند.

و از سوی دیگر، آن که علم دارد، به نوعی ثروتمند است. علم او ثروت اوست. همین قدر که به خاطر علمش، در جوامع بشری مطرح می گردد و از دریای فکر و اندیشه اش همگان بهره مند می شوند، ثروتی تمام نشدنی دارد. پدیده فرار مغزها که نه تنها در ایران، بلکه در اکثر کشورهای در حال توسعه مشهود است، مؤید همین مطلب است; و نشان دهنده ثروتی ذاتی و بالقوه ای است که در صورت مساعد بودن زمینه و عرصه ای برای جولان اندیشه، به فعلیت خواهد رسید و برای صاحب مغز و کشورش ثروتی نگفت به دنبال خواهد داشت.

اگر بخواهیم مطالب فوق را جمع بندی کنیم و به نتیجه ای برسیم باید بگوییم که علم و ثروت مکمل هم می باشند. نه آن و نه این، به تنهایی مشکلی را حل نمی کند. ثروتی خوب است که در خدمت علم  باشد و علمی خوب است که در مسیر کمال هدایت شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 12:41 توسط حسین تلخابی |

يكي از سنت‌هاي نيكو و پسنديده‌اي كه در چند سال اخير هم‌زمان با آغاز سال جديد در كشور به جريان مي‌يابد. نامگذاري سال جديد با عنوان و موضوعي خاص مي باشد. به گونه‌اي كه اين عنوان و موضوع از يك سو نشان دهنده دغدغه هاي مسئولان نظام در سال جديد نسبت به موضوع تعيين شده و از سوي ديگر ترسيم كننده و نقشه راه حركت‌هاي اجرايي و نيز استراتژي و راهبردهاي كلان در دستيابي به اهداف عاليه هدف‌گذاري شده مي باشد.
در اين راستا، امسال هم‌چون سنوات گذشته و در ادامه سريان اين سنت حسنه، از سوي رهبرمعظم انقلاب اسلامي سال كار مضاعف و همت مضاعف تعيين شده است. اگر نگاهي دقيق و موشكافانه در چرايي انتخاب اين عنوان از سوي معظم له داشته باشيم در خواهيم يافت كه چنين راهبردي با توجه به وضعيت و شرايط موجود  بسيار پر معنا، لازم و ضروري به نظر مي‌رسد و حاكي از تدقيق و ظرافت نظر به همراه بودن با دلايلي كاملاً منطقي در انتخاب اين عنوان براي سال جديد بوده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 12:33 توسط حسین تلخابی |

جمعی از یاران امام محمد باقر نقل می کنند که فرمود:
روزی جبرئیل به حضور رسول خدا رسید و دو انار بهشتی را به او تقدیم کرد. پیامبر یکی از انارها را خورد و انار دیگر را دو نیم کرد؛ نیمی از آن را به علی داد و نیمی را خودش خورد.
آن‌گاه پیامبر فرمود:« اناری که من خوردم نبوت (پیامبری) بود که تو سهمی از آن نداری؛ و اناری که نیمی از آن را به تو دادم علم بود که تو در آن با من شریکی.»

امام جعفر می‌فرمود:« خداوند متعال به رسولش قرآن و مطالب دیگری غیر از قرآن را آموخت و پیامبر نیز هر چه را آموخته بود، به علی علیه السلام می‌آموخت.»

در روایتی دیگر، از امام باقر علیه السلام پرسیدند:« علی علیه السلام چگونه شریک علم پیامبر است؟»
امام باقر فرمود:« خداوند هیچ علمی را به پیامبر تعلیم نکرد مگر آن که فرمان داد آن را به علی نیز بیاموزد.»

جمعی از یاران امام باقر علیه السلام نقل می کنند که فرمود:
روزی جبرئیل به حضور رسول خدا رسید و دو انار بهشتی را به او تقدیم کرد. پیامبر یکی از انارها را خورد و انار دیگر را دو نیم کرد؛ نیمی از آن را به علی داد و نیمی را خودش خورد.
آن‌گاه پیامبر فرمود:« اناری که من خوردم نبوت (پیامبری) بود که تو سهمی از آن نداری؛ و اناری که نیمی از آن را به تو دادم علم بود که تو در آن با من شریکی.»

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 10:6 توسط حسین تلخابی |

جامی در مثنوی هفت‌اورنگ می‌نویسد:

ز هِـرمس که هَر مس، زرِ نـاب کــرد

جهان پر گهرهای نایاب کرد

به ما درس حکمت چنین آمده‌ست

سزاوار صد آفرین آمده‌ست

که ای مَهْبَط فضل جان‌آفرین

نمودار صنع جهان‌آفرین

به دانشوری شکر نعمت گزار

گَهِ شکر بر نعمتِ کردگار

و در جای دیگر چنین سروده است:

اِنَّما النّاسُ کُلُّهُمْ مَوْتی

نیست جز اهل علم مستثنی

لیک علمی که باشَدَت قائد

که بدان، سوی حق شوی عائد

پرده از دیده تو بردارد

جز حقیقت به دیده نگذارد

بُرَدت زین حیات حسّ امید

زنده‌ای سازدت به حق جاوید

نایدت پیش چشم ذوق و شهود

غیرحقّ قدیم و حیّ ودود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 16:47 توسط حسین تلخابی |

اسلام به نقش و منزلت علم در جهت تقويت جنبه عقلاني وخيرخواهي انسان اشاره نموده ومي فرمايد:
(تنها آگاهان و دانشمندانند که براستي از خداوند مي ترسند ) -«فاطر:28»
بدين معني که تنها عالمان و آگاهاني که به مقام و منزلت خداوند آگاهي راستيني دارند، هراس ( انحراف از دين او را) در دل دارند. زيرا آگاهي حقيقي خشيّت را در پي دارد.
همچنين خداوند متعال در جاي ديگر مي فرمايد: (بگو: آيا آنهايي که مي دانند و آنهايي که نمي دانند مساويند؟ اين تنها انديشمندانند که متذکر مي شوند) «زمر:9»
اسلام رفتن به دنبال کسب علم ودانش را يکي از واجبات به شمار مي آورد، و اوّلين آياتي از قرآن که نازل شده اند با «خواندن و قلم و علم» آغاز شده است. کسي که علم سودمندي را به ديگري مي آموزد و نسخه برداري مي نمايد پاداش خود و پاداش همه کساني که آن را مي آموزند يا نسخه برداري مي کنند و آنهايي که به آن پس ازاو عمل مي کنند، تا زماني که آن علم باقي مي ماند و به آن عمل مي شود، پاداش نويسنده و نقل کننده آن باقي خواهد ماند.اما منزلت وجايگاه علم در نزد بزرگان اسلام به اينگونه بيان شده که حضرت علي رضي الله عنه خطاب به کميل بن زياد مي فرمايد:
(اي کميل! بدان که: علم نگهبان توست و تو نگبهان مال و ثروت، علم حاکم و داور است و دارايي محکوم و مورد قضاوت قرار مي گيرد، خرج و هزينه نمودن از مقدار ثروت مي کاهد، اما انفاق و دادن علم به ديگران آن را بيشتر و خالص تر مي گرداند).
در حديثي مشهور مورد فضيلت علم آمده است:
(علم را بياموزيد! زيرا فراگيري آن خداگرايي، و کسب آن عبادت، و مدارسه اش ذکر وتسبيح، و تحقيق و بررسيش جهاد، و آموزش آن صدقه، وبخشش از آن موجب نزديک شدن به خداوند مي شود). فضل و برتري عالم بر عابد، مانند برتري ماه شب چهارده بر ديگر ستارگان است از اين جهت علم و دانش بر عبادت برتري داده شده که منافع علم شامل عالم وديگران نيز مي شود، و منافع عبادت منحصر به خودعبادت گذار است. و به عبارت ديگر خير و دستاورد عبادت تنها متعلق به عبادت کننده و منافع علم فراگير و همگاني است.( برگرفته از بيداري اسلامي )
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 16:19 توسط حسین تلخابی |

علم، ایمان و عمل سه حلقه به هم پیوسته از یك زنجیره‌اند، كه فقدان هر كدام تأثیر منفی در تحقّق اثر دیگری را موجب می‌شود و در عین حال هر یك از اینها برای رساندن شخص به آخرین نقطه‌های كمال به دیگری وابسته است. در ابتدا به تبیین ماهیت علم و ایمان از لسان حضرت استاد جوادی آملی (حفظه الله) می‌پردازیم و سپس رابطه این سه امر مهم را بیان می‌كنیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 16:6 توسط حسین تلخابی |

قال‏عليه السلام: العلم وراثة كريمة والآداب حلل مجددة والفكر مرآة صافية; (1)

دانش، ميراثى گرانبها و آداب، زينتى دايمى و فكر، آيينه‏اى است صاف و شفاف.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 13:30 توسط حسین تلخابی |

تمام ذخایر معنوی و فنی یعنی تمدن معنوی و تمدن صنعتی که بشر دارد،محصول تدریجی قرنها و هزارها سال تاریخ است که دوره به دوره به دست بشر رسیده و منتقل شده تا به این حد رسیده است. اگر آثار هر دوره‏ای به‏ وسیله تعلیم و تعلم ( « علم الانسان ما لم یعلم ») و به وسیله نوشتن از نسلی به نسل دیگر منتقل نمی‏شد، اگر نوشتن نمی‏بود و فقط تعلیم و تعلم‏ می‏بود، از این آثاری که امروز هست یک صدهزارم هم باقی نبود. مگر می‏شود آثاری را که هست از بر بیایند به نسل دیگر بیاموزند و نسل دیگر همه اینها را حفظ کند. غنای دنیای امروز یکی به‏ کتابخانه‏هایی است که وجود دارد ( یعنی پشتوانه مدرسه‏ها که نسلی به نسل‏ دیگر می‏آموزد، کتابخانه‏هاست، اگر کتابخانه‏ای نباشد مدرسه‏ای نمی‏تواند باشد )، و دیگر به آثار صنعتی است که باقی مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم دی 1388ساعت 14:18 توسط حسین تلخابی |

- رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: من شهر دانشم و

علي دروازه آن است؛ هرکه دانش خواهد بايد به سوي دروازه رود.(

(.٦٠٠ / ٤٦ . آنزالعمال ٥ / فيض القدير ٣


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم دی 1388ساعت 14:14 توسط حسین تلخابی |